خوب خودت را به نفهمی زده ای!
گوشهایت را کمی تیز کن
فریاد جامانده در سکوتم را میشنوی!
مگر تو نگفتی اشک نریز؟
گریه ات ناراحتم میکند 
پس چرا دلیل اشکهایم شدی؟
تا آخر عمرم اشکها و روزهای برباد رفته ام را
مدیون منی ....
هیچوقت تو را نخواهم بخشید ....

 

 

فراموش می شوم

راحت تر از ردپایی بر برف

که زیر برفی تازه دفن می شود

راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا

که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود

و راحت تر از آنکه فکر کنی

فراموش می شوم

 

 

برای بودن گاهی لازم است نباشی ! 
شاید نبودنت بودنت را به خاطر اورد...
اما دور نباش ... 
دوری همیشه دلتنگی نمی اورد ! 
فراموشی همان نزدیكی هاست ...‏!‏

 

 

دلت كه گرفته باشد...

شادترین آهنگ ها، برایت روضه خوانی میكنند

شلوغترین مكانها، تنهایی ات را به رُخَت می كشند

و شادترین روزها، برای تو غمگین ترین روزهاست

دلت كه گرفته باشد...

نقض میشود همه ی قانون ها

دل كجـــا... قانون كجـــا

مدتها طول میكشد تا خاك بگیرد خاطره های رنگارنگ

میگذاری تار شود این خاطره ها

اما یك خواب ِ ناغافل، گرد و خاك تمام خاطره ها را می گیرد !!

میشود مثل روز ِ اول

میشود خاطره های ناب

زخمها تازه میشود باز ...

 

 

 


دل استــ دیگر خستــه میشود …

بی حوصله میشــود …

از روزگار از آدمـــــــها از خــودشـــــ

از این قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضیــح

از کلماتــــی که رابـــطه ها را به گند میکشـــد

از اینـــ همه مهربانیــ کردن

و نا مهربانی دیدنــ , از ســـــنگ صبور بودن

و آخــــر هم مُهر ســنگ بودن خوردنـــــ

از زهــر حرفــ هایی که

تــــا آخر عمـــر آدم را مـــی آزارد …

خســـــته ام …

کــــآش مـــیــشـد خــودمـــو یـــہ جــآیی جــآ بـذارم…

و بـــرگـــردم بــبــیـنــم …

دیــگـہ نـیــســتــم …!

 

 

گمان میکردم وقتی نباشم دلت میگیرد اما دیدم نه!
بدون من شادتری، شلوغتری، صدای قهقه خنده هایت تا اینجا هم شنیده میشود...
گویا من سد راهت بودم و تو دیگه آزادی..!!
این همه قدر نشناسی مبارک. دلت باد"...

 

 

 


بخاطر تمام دلواپسی هام  ، برای تسکین دل بیقرارم ،


برای تیمار زخم هایم ،


برای  خشک کردن چشم های خیس لحظات انتظارم ،


برای باور صداقت و زدودن سیاهی اعتماد ،


برای روشنی کوره راه زندگیم ...


  برای لمس خوشبختی و فریادی از ته دل ،


برای شکستن قلم تقدیروتفکر منجمد انسانها ،


برای فرو ریختن نمیشودها و شکستن حصاردل ،


بهـــــــانه ایی شو و بیـــــــا

 

 

 

خیلی حــــــــرف هست...

که تــــــــو هرروز در گــــــــلویت...

 بغــــــــض کشنده ای احســــــــاس کنی...

 

بــــــــرای کسی که...

 

بدانی...حتی یک بار در عمــــــــرش...

به خــــــــاطر تــــــــو...

 

بغض هــــــــم نکــــــــرده است